
توقف حملات آمریکا به ایران؛ تاکتیک واشنگتن برای تحقق اهداف چندگانه
سایت بخش فارسی رادیو و تلویزیون مرکزی چین در گزارشی نوشته است : دونالد ترامپ رئیس جمهوری ایالات متحده که در روزهای اخیر تهدید کرده بود قصد دارد به زودی گسترده ترین حملات علیه ایران را آغاز کند، اما در یک اقدام تاکتیکی، ناگهان از این تصمیم عقب نشینی کرد.
تنها دو روز پس از اعلام کاهش رشد اقتصادی آمریکا به ۱.۵ درصد در سه ماههٔ دوم سال 2026 (در مقایسه با ۲.۱ درصد در سه ماههٔ اول سال)، واشنگتن با عقب نشینی از تهدید به حملات گسترده به ایران، از این اقدام منصرف شد و ادعا کرد که قصد دارد مذاکرات دیپلماتیک را از سر میگیرد.
این تغییر موضع ناگهانی و تکرار حرفهای ضد و نقیض، در واقع چیزه تازه ای نیست و بارها در مواضع طرف آمریکایی با هدف مدیریت کردن شرایط برای رسیدن به انتظارات و خواسته هایش دیده شده است. این اقدام در واقع بیشتر یک توقف تاکتیکی است، نه یک تعهد واقعی به صلح. دلیل اصلی آن هم مسائلی مثل قیمت نفت، انتخابات میاندورهای آمریکا، بازارهای مالی و هزینههای سنگین جنگ است.
تنگهٔ هرمز برای آمریکا مانند یک دماسنج اقتصاد است. هر گونه اختلال در آن، قیمت سوخت، تورم، هزینهٔ حملونقل و اعتماد مردم را تحت تأثیر قرار میدهد. برای ترامپ که با شعار کاهش هزینههای زندگی توانست در انتخابات پیروز شود، یک شوک نفتی بسیار خطرناک است. پس از اعلام توقف حملات از سوی ترامپ، قیمت نفت کاهش یافت؛ این بدان معناست که بازارهای جهانی دوستدار دیپلماسی هستند.
سیاست داخلی آمریکا نیز دلیل دیگری است که نشان می دهد ادامه جنگ به سود آمریکا نیست. مردم آمریکا حوصلهٔ یک بحران طولانی دیگر در خاورمیانه را ندارند. تورم و هزینهٔ زندگی دغدغهٔ اصلی آنهاست. قیمت بنزین یکی از مهمترین شاخصهای اقتصادی برای مردم است؛ هر افزایشی در قیمت بنزین، از هر پیروزی نظامی احتمالی، تأثیر سیاسی بیشتری دارد.
به همین دلیل، تصمیم ترامپ به توقف حملات، به کاخ سفید کمک میکند هم قدرتنمایی کند و هم از هزینههای اقتصادی تشدید تنش فرار کند.
اما جالبترین بخش ماجرا، سردرگمی اسرائیل است. رسانههای اسرائیلی گزارش دادند که نتانیاهو و مقامات ارشد اسرائیل، تنها پس از اعلام عمومی ترامپ از این تصمیم مطلع شدند. گویا تلآویو نمیدانست این اقدام واقعی است یا یک تاکتیک مذاکراتی دیگر.
واشنگتن از تاکیتک های خود، تنها یک هدف ندارد بلکه چند هدف همزمان را دنبال می کند: آمریکا می خواهد بدون درگیر شدن در یک جنگ پرهزینه، بر ایران فشار بیاورد. همچنین می خواهد اسرائیل را کنترل و آرام کند، بدون اینکه انعطاف راهبردی خود را از دست بدهد. واشنگتن همچنین بدنبال آن است تا قیمت نفت را کنترل کند و نیز می خواهد قدرتنمایی کند و در عین حال، هزینههای اقتصادی تشدید تنش را محدود سازد.
اعلام مذاکرات جدید که ترامپ مدعی آن شده است، بیشتر برای مدیریت شرایط جهت تحقق خواسته های واشنگتن است تا یک پیشرفت دیپلماتیک واقعی . ایران هم نمیخواهد تنش ها از کنترل خارج شود. تهران همچنان با کشورهای منطقه رایزنی میکند و مذاکرات با میانجیگری عمان بر سر تنگهٔ هرمز ادامه دارد.
نه ایران و نه آمریکا، هیچکدام از دو طرف نمیخواهند عقبنشینی کنند، اما هیچکدام هم از تشدید جدیدی که هزینههای سنگینی دارد، سود نمیبرند.
آمریکا صرفا حملات را متوقف کرده اما کاملا لغو نکرده است. مذاکرات هم هنوز نهایی نشده است و طبق چیزی که ترامپ ادعا کرده، اگر دیپلماسی شکست بخورد، گزینهٔ نظامی همچنان روی میز است. این فقط «هنر معامله» نیست؛ بلکه «هنر حفظ گزینهها» است. برای واشنگتن، خودِ توقف حمله، یک استراتژی است؛ یعنی خریدن زمان، آرام کردن بازارها و حفظ اهرم فشار، در حالی که همهٔ راهها، چه دیپلماتیک و چه نظامی، باز نگه داشته میشوند.
اما نباید یک واقعیت مهم را فراموش کرد. آتشبس پایدار و ثبات بلندمدت در خاورمیانه، با ترفندهای موقتی و محاسبات کوتاهمدت به دست نمیآید بلکه به تعهدی واقعی و پایدار به صلح نیاز دارد.
شایسته است آمریکا و اسرائیل به عنوان آغازگران این جنگ، در تعهد واقعی به صلح و ثبات پایدار پیشگام شوند و هرچه زودتر بحرانی را که خود ایجاد کردهاند، پایان دهند.
سایت بخش فارسی رادیو و تلویزیون مرکزی چین در گزارشی نوشته است : دونالد ترامپ رئیس جمهوری ایالات متحده که در روزهای اخیر تهدید کرده بود قصد دارد به زودی گسترده ترین حملات علیه ایران را آغاز کند، اما در یک اقدام تاکتیکی، ناگهان از این تصمیم عقب نشینی کرد.
تنها دو روز پس از اعلام کاهش رشد اقتصادی آمریکا به ۱.۵ درصد در سه ماههٔ دوم سال 2026 (در مقایسه با ۲.۱ درصد در سه ماههٔ اول سال)، واشنگتن با عقب نشینی از تهدید به حملات گسترده به ایران، از این اقدام منصرف شد و ادعا کرد که قصد دارد مذاکرات دیپلماتیک را از سر میگیرد.
این تغییر موضع ناگهانی و تکرار حرفهای ضد و نقیض، در واقع چیزه تازه ای نیست و بارها در مواضع طرف آمریکایی با هدف مدیریت کردن شرایط برای رسیدن به انتظارات و خواسته هایش دیده شده است. این اقدام در واقع بیشتر یک توقف تاکتیکی است، نه یک تعهد واقعی به صلح. دلیل اصلی آن هم مسائلی مثل قیمت نفت، انتخابات میاندورهای آمریکا، بازارهای مالی و هزینههای سنگین جنگ است.
تنگهٔ هرمز برای آمریکا مانند یک دماسنج اقتصاد است. هر گونه اختلال در آن، قیمت سوخت، تورم، هزینهٔ حملونقل و اعتماد مردم را تحت تأثیر قرار میدهد. برای ترامپ که با شعار کاهش هزینههای زندگی توانست در انتخابات پیروز شود، یک شوک نفتی بسیار خطرناک است. پس از اعلام توقف حملات از سوی ترامپ، قیمت نفت کاهش یافت؛ این بدان معناست که بازارهای جهانی دوستدار دیپلماسی هستند.
سیاست داخلی آمریکا نیز دلیل دیگری است که نشان می دهد ادامه جنگ به سود آمریکا نیست. مردم آمریکا حوصلهٔ یک بحران طولانی دیگر در خاورمیانه را ندارند. تورم و هزینهٔ زندگی دغدغهٔ اصلی آنهاست. قیمت بنزین یکی از مهمترین شاخصهای اقتصادی برای مردم است؛ هر افزایشی در قیمت بنزین، از هر پیروزی نظامی احتمالی، تأثیر سیاسی بیشتری دارد.
به همین دلیل، تصمیم ترامپ به توقف حملات، به کاخ سفید کمک میکند هم قدرتنمایی کند و هم از هزینههای اقتصادی تشدید تنش فرار کند.
اما جالبترین بخش ماجرا، سردرگمی اسرائیل است. رسانههای اسرائیلی گزارش دادند که نتانیاهو و مقامات ارشد اسرائیل، تنها پس از اعلام عمومی ترامپ از این تصمیم مطلع شدند. گویا تلآویو نمیدانست این اقدام واقعی است یا یک تاکتیک مذاکراتی دیگر.
واشنگتن از تاکیتک های خود، تنها یک هدف ندارد بلکه چند هدف همزمان را دنبال می کند: آمریکا می خواهد بدون درگیر شدن در یک جنگ پرهزینه، بر ایران فشار بیاورد. همچنین می خواهد اسرائیل را کنترل و آرام کند، بدون اینکه انعطاف راهبردی خود را از دست بدهد. واشنگتن همچنین بدنبال آن است تا قیمت نفت را کنترل کند و نیز می خواهد قدرتنمایی کند و در عین حال، هزینههای اقتصادی تشدید تنش را محدود سازد.
اعلام مذاکرات جدید که ترامپ مدعی آن شده است، بیشتر برای مدیریت شرایط جهت تحقق خواسته های واشنگتن است تا یک پیشرفت دیپلماتیک واقعی . ایران هم نمیخواهد تنش ها از کنترل خارج شود. تهران همچنان با کشورهای منطقه رایزنی میکند و مذاکرات با میانجیگری عمان بر سر تنگهٔ هرمز ادامه دارد.
نه ایران و نه آمریکا، هیچکدام از دو طرف نمیخواهند عقبنشینی کنند، اما هیچکدام هم از تشدید جدیدی که هزینههای سنگینی دارد، سود نمیبرند.
آمریکا صرفا حملات را متوقف کرده اما کاملا لغو نکرده است. مذاکرات هم هنوز نهایی نشده است و طبق چیزی که ترامپ ادعا کرده، اگر دیپلماسی شکست بخورد، گزینهٔ نظامی همچنان روی میز است. این فقط «هنر معامله» نیست؛ بلکه «هنر حفظ گزینهها» است. برای واشنگتن، خودِ توقف حمله، یک استراتژی است؛ یعنی خریدن زمان، آرام کردن بازارها و حفظ اهرم فشار، در حالی که همهٔ راهها، چه دیپلماتیک و چه نظامی، باز نگه داشته میشوند.
اما نباید یک واقعیت مهم را فراموش کرد. آتشبس پایدار و ثبات بلندمدت در خاورمیانه، با ترفندهای موقتی و محاسبات کوتاهمدت به دست نمیآید بلکه به تعهدی واقعی و پایدار به صلح نیاز دارد.
شایسته است آمریکا و اسرائیل به عنوان آغازگران این جنگ، در تعهد واقعی به صلح و ثبات پایدار پیشگام شوند و هرچه زودتر بحرانی را که خود ایجاد کردهاند، پایان دهند.
