
پژواک جهانی «لانگده»: رمز «حیات» میراث فرهنگی به روایت خبرنگار ایرانی
در یک روز تابستانی در ماه آگوست، روستای “لانگده” در لفافه ای سپید و زیبا از مه لطیف برخاسته از دل درههای کوه “لیگونگ” ، محو شده بود. خانههای زیبای روستانی بر روی پایههای چوبی (دیاوجیاولو) که به شکل پلکانه بر سینه بالا رفته اند و قطرات زلال شبنمی که از لبه های شیروانی خانه ها، همچون اشک از پلک های زیبا این خانه ها می چکید، حال و هوایی رویایی به هوای مه آلود روستا بخشیده بود. در دل سپیدهدم، ناگهان نوای دل نشین«لوشنگ» (ساز بادی محلی) از در دوردست برخاست؛ نوایی که گویی از اعماق اعماق تاریخ و از دل قرنها پیش، بار دیگر از درههای کهن سر برآورده است.

سرزمینی پهناور و متحد چین، رنگین کمانی از اقوام گوناگون را خود جای داده است. در استان «گوئیجو»، اقوام میائو، دونگ، بویی و چند قوم دیگر سدههاست که در کنار هم و با احترام به عقاید یکدیگر، در صلح و آرامش زیستهاند؛ رگههای فرهنگی و آهنگ توسعه اقتصادیشان امروزه با نبض مدرنیزاسیون ملی عجین شده است. برای این خبرنگار ایرانی که نخستین بار پا به این سرزمین میگذاشت، آنچه با تمام وجود لمس کرد، نه فقط یک «حس هیجان» صرف از روی کنجکاوی، بلکه نیرویی آرام و عمیق بود که از ژرفای تمدن برخاسته بود.

پرسش خانهها از مه: گفتگویی با زمان
در ساعت شش بامداد یک روز مه آلود که تمام فضای روستا آکنده از عطر صبحگاهی بود، خبرنگار از پنجره چوبی اقامتگاهش به بیرون خیره شد. روستا هنوز در خواب بود و تنها موج های آرام مه بودند آرام و بی سروصدا، در لابلای خانههای پلکانی رفت و آمد می کردند. ساکنان این روستا و معماران هنرمند قوم میائو برای ساختن خانه هایشان، هرگز طبیعت زیبای سینه کوه را زخمی نکردند تا زمین مسطح بسازند؛ بلکه خود را با طبیعت کوهستانی وفق دادند و با نصب پایههای چوبی در دل شیب کوه، خانههایشان را به زیبایی تمام، روی این پایه ها بنا کردند. این شیوه معماری سنتی و اصیل نه تنها راهی برای «دوستی با طبیعت»، که نشانی از عشق و احترام ژرف به زمین است.
در طبقه پایین، صبحانه ای دلپذیر به سبک فرهنگ میائو آماده بود. پیرمردی از روستا به خبرنگار گفت که در فلسفه زندگی قوم میائو، «غذا خوردن و سلامت» و «نوشیدن و پرورش»، همواره یکی بوده و هرگز از هم جدا نبوده اند.


هنر سنتی «مومنقشی»: رمز میراث فرهنگی بر سر انگشتان هنر
در ساعات پیش از ظهر بود که خبرنگار ایرانی پا به کارگاه میراث فرهنگی ناملموس در روستا گذاشت. استادکار هنر مومنقشی(نوعی سبک سنتی طراحی روی پارچه با استفاده از موم گرم)، با کاردک مسی آغشته به موم ذوبشده، بر روی پارچه سفید نقشهای مارپیچ ظریفی میکشید. وقتی آخرین نقش سفید بر زمینه آبی نمایان شد، بافت زمان بر پارچه ماندگار گشت. امروزه هنر سنتی موم نقشی استان گوئیجو چین در زیباییشناسی مبلمان مدرن ادغام شده است؛ هم یک رونق اقتصادی برای افزایش درآمد روستاییان است و هم گنجینهای فرهنگی که گردشگران جهانی را شیفته خود کرده است.
خبرنگار با رهنمایی و کمک استادکار، خودش هم دست به کار شد یک اثر هنری موم نقشی کوچک آفرید. این اثر هنری با ترکیب آبی و سفید، یادگار فرهنگی ماندگار میان او و این سرزمین شد.


در جستجوی عطر طب میائو: خرد حیات در دل کوهستان
اما آنچه خبرنگار را بیش از همه مبهوت ساخت، آشنایی با طب سنتی میائو بود.
آقای یانگ جینسونگ، هشتمین نسل از خاندان طب سنتی میائو، به خبرنگار توضیح داد که نظام تشخیصی منحصر به فرد «دو بیماری، دو عارضه» در طب میائو، بیماریها را به «بیماریهای سرد» و «بیماریهای گرم»، و نیز «عوارض حاد» و «عوارض مزمن» تقسیم میکند و بر درمان متناسب با تشخیص تأکید دارد.
در طول مسیر، استاد یانگ گیاهان دارویی ارزشمندی را که در دل طبیعت پنهان بودند، یکی یکی معرفی میکرد: «گاسترودیا» (Tianma) برای آرام کردن بادهای درونی و ضد اسپاسم، «دوزونگ» (Du Zhong) برای تقویت کبد و کلیه، «سنچی» (Sanqi) برای پراکندن کوفتگی و بند آوردن خونریزی، و «هه شو وو» (Heshouwu) برای تقویت جوهر حیات و حفظ جوانی. سپس، خبرنگار در ساخت کیسههای معطر سنتی میائو هم مشارکت کرد؛ با کوبیدن و مخلوط کردن دهها گونه گیاهی، عطری دلانگیز در فضا پیچیده بود. لحظه ای که کیسه را به بینی نزدیک کرد، گویی روح کل کوه لیگونگ در جان او نفوذ کرد.
با فرا رسیدن شب، آتشی در میدان لوشنگ در مرکز روستا برافروخته شد. شعلههای رقصان، بر چهره هر بینندهای نقش میبست. مردم در حلقهای بر گرد آتش، به نوای لوشنگ گوش میسپردند و سرودهای باستانی میخواندند. این شعلههای گرم، بخشی از زندگی روزمره جوانان میائو است و برای گردشگرانی که برای اولین بار پا به این سرزمین دور می گذارند، چشمهای است برای رهایی و شادمانی.

روایت لحظهای که آتش کم کم خاموش شد
بالاخره رقص شعله ها کم کم از رمق افتاد و هنگام بازگشت، خبرنگار سرش را برگرداند و دوباره نگاهی به روستا انداخت؛ چراغها چون ستارگانی میدرخشیدند و نوای لوشنگ در دوردست محو میشد.
روستای لانگده در ماه آگوست، پاسخی برای پرسش انتقال میراث داشت: حیات و حفظ میراث فرهنگی ناملموس نه فقط در تالارهای مجلل نمایش، بلکه در پوشیدن، خوردن، خواندن، کوبیدن و رنگآمیزی روزمره مردم نهفته است.


صدای چکش نقرهکوب، نخهای رنگین سوزندوز، موم بر کاردک مسی استادکار موم نقشی، عطر داروی گیاهی در مدرسه انتقال میراث، و چای کوه لیگونگ بر سر سفره ضیافت ناهار مفصل میائو، همه و همه، ژنهای «زنده» فرهنگ میائو را میسازند.
«نقرههای اینجا آواز میخوانند، پارچهها داستان روایت می کنند و آوای دلنشین لوشنگ، آدمی را به آرامشی ژرف فرو میبرد. اما «شنیدن کی بود مانند دیدن!» کاش فرصتی بیابید و از نزدیک ببینید و بشنوید.
در دل فلات جنوبغربی چین، هممیهنان میائو در کنار پنجاه و پنج قوم دیگر، در سرزمینهای خویش از میراث و حکمت نیاکان پاسبانی میکنند و در موج زمانه، از فرصتهای توسعه بهره میبرند. فاصلههای دور، به تدریج و با ملایمت، با پلهای همنوایی فرهنگی و تبادل، گویی که محو می شوند



