
غرب و پروژه مهار چین؛ از «تهدید» تا «فشار بر چین»
غرب و پروژه مهار موفقیت صنعتی چین به جدیدترین هدف روایت آشنای غرب تبدیل شده است. برخی اندیشکدهها و رسانههای آمریکایی با طرح ادعای موسوم به «فشار بر چین»، مدعی هستند که رشد صنعتی این کشور، فرصتهای توسعه را از کشورهای جنوب جهان و حتی اقتصادهای پیشرفته گرفته است.
در واقع، این روایت بیش از آنکه درباره چین باشد، تلاشی برای «تحت فشار قرار دادن چین» است؛ تلاشی که توسعه این کشور را به جای یک فرصت، به عنوان یک تهدید معرفی میکند.
اما واقعیتها روایت دیگری دارند. توانمندی تولیدی چین، به جای محدود کردن ظرفیت صنعتی دیگر کشورها، به موتور توسعه مشترک تبدیل شده و به کشورها برای بهبود زیرساختها، افزایش بهرهوری و تسریع روند ارتقای صنعتی کمک کرده است.
بر اساس گزارشی که روز جمعه در کنفرانس جهانی هوش مصنوعی ۲۰۲۶ در شانگهای منتشر شد، فناوریهای تولید هوشمند چین به افزایش ظرفیت صنعتی در بیش از ۲۰ کشور کمک کردهاند؛ از ارتقای بهرهوری خطوط تولید در مالزی تا بهینهسازی شبکه برق در شیلی. این موارد نمونههای پراکنده نیستند، بلکه بخشی از یک روند گستردهتر هستند که نشان میدهد توسعه صنعتی چین، فرصتهای تازهای را فراتر از مرزهای خود ایجاد کرده است، نه اینکه آنها را محدود کند.
صنعتی شدن به زیرساخت، فناوری، مهارت و دسترسی به بازار نیاز دارد. چین از طریق ابتکار کمربند و جاده (BRI)، به یکی از شرکای اصلی در ایجاد این زیرساختها در کشورهای جنوب جهان تبدیل شده است. این کشور با ساخت راهآهن، بزرگراه، بندر و نیروگاه در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین، به رفع شکافهای زیرساختی که سالها مانع رشد این مناطق بوده، کمک کرده است.
برای نمونه، راهآهن آدیسآبابا-جیبوتی که توسط چین ساخته شده، زمان حمل بار را از بیش از سه روز به کمتر از ۲۰ ساعت کاهش داده و هزینه حملونقل را دستکم یکسوم کم کرده است. این مسیر همچنین نقش مهمی در انتقال کالاهای ضروری مانند روغن خوراکی و کود داشته است.

قطاری در ایستگاه ناگاد در مسیر راهآهن اتیوپی-جیبوتی در جیبوتی، ۱۹ سپتامبر ۲۰۲۲، توقف میکند. راهآهن ۷۵۲.۷ کیلومتری اتیوپی-جیبوتی که توسط چین ساخته شده و با نام راهآهن آدیسآبابا-جیبوتی نیز شناخته میشود، نخستین راهآهن برقی فرامرزی در قاره آفریقا است. (عکس از خبرگزاری شینهوا)
نقش چین تنها به زیرساختهای فیزیکی محدود نمیشود. این کشور از طریق انتقال فناوری، دانش و فناوریهای پیشرفته در بخشهای کشاورزی و تولید را در اختیار کشورهای در حال توسعه قرار داده و به آنها برای ایجاد ظرفیتهای لازم جهت رشد بلندمدت کمک کرده است.
چنین انتقال فناوری، جایگزین صنایع داخلی این کشورها نمیشود، بلکه به تقویت آنها کمک میکند.
ادعای اینکه چین راه صادرات کشورهای در حال توسعه را بسته است، با سیاست گشایش در سطح بالای این کشور نیز در تضاد قرار دارد. چین از اول ماه مه، سیاست تعرفه صفر را برای محصولات ۵۳ کشور آفریقایی که با آنها روابط دیپلماتیک دارد، اجرایی کرد.
این اقدام فرصتهای صادراتی بیشتری را برای شرکتهای آفریقایی فراهم کرده و دسترسی اقتصادهای در حال توسعه را به یکی از بزرگترین بازارهای مصرفی جهان افزایش داده است. این سیاست بخشی از رویکرد گستردهتر چین در گسترش بازارهاست، نه محدود کردن آنها.
در مورد اقتصادهای پیشرفته نیز، رشد بخش تولید چین هرگز به زیان غرب نبوده است.
چین با عرضه کالاهای باکیفیت و مقرونبهصرفه، به کاهش هزینههای زندگی و مهار تورم در اقتصادهای غربی کمک کرده است. همچنین توسعه صنایع پیشرفته این کشور، از خودروهای برقی و تجهیزات هوشمند گرفته تا فناوریهای سبز، سهم محصولات پیشرفته در تولید جهانی را افزایش داده و مسیرهای تازهای برای همکاری و سرمایهگذاری ایجاد کرده است؛ مسیری که به جای رقابت حاصلجمع صفر، به سود شرکتها و مصرفکنندگان در سراسر جهان بوده است.
رسانههای آمریکایی با معرفی مشکلات صنعتی غرب، از صنعتیزدایی و کاهش سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه گرفته تا هزینه بالای نیروی کار، به عنوان نتیجه «فشار بر چین»، تلاش کردهاند افکار عمومی را از ناکامی سیاستهای خود منحرف کنند. در واقع، آنچه «فشار بر چین» نامیده میشود، تلاشی دیگر برای تحت فشار قرار دادن چین است. این روایت، به جای ارائه ارزیابی بیطرفانه از اقتصاد چین، نسخه جدیدی از همان ادعای قدیمی «تهدید چین» است.
هدف اصلی این رویکرد، نه حمایت از منافع کشورهای جنوب جهان، بلکه مهار روند توسعه چین و حفظ برتری تعداد محدودی از اقتصادهای پیشرفته است.
این ذهنیت حاصل جمع صفر با روند جهانی شدن، که یکی از عوامل اصلی رشد بلندمدت اقتصاد جهانی است، در تضاد قرار دارد و در نهایت منافع واقعی کشورهای در حال توسعه را قربانی میکند.


