آزمون اندی برنهام در قبال چین؛ عمل‌گرایی جایگزین نمایش‌های سیاسی شود

اندی برنهام رهبری حزب کارگر را در شرایطی بر عهده می‌گیرد که وضعیت اقتصادی بریتانیا و جاه‌طلبی‌های جهانی این کشور در دو مسیر متفاوت حرکت می‌کنند. فضای سیاسی داخلی، اتخاذ مواضع سختگیرانه‌تر در قبال چین را تشویق می‌کند، در حالی که واقعیت‌های اقتصادی، نیازمند حفظ تعامل است. ایجاد تعادل میان این دو فشار متضاد، می‌تواند به یکی از مهم‌ترین چالش‌های سیاست خارجی در دوران رهبری او تبدیل شود.

خوشبختانه، برنهام از نقطه صفر آغاز نمی‌کند. در دوره نخست‌وزیری کی‌یر استارمر، لندن به‌تدریج از پیام‌های متناقضی که سیاست دولت‌های پیشین را شکل داده بود فاصله گرفت؛ از خوش‌بینی افراطی درباره «دوران طلایی روابط چین و بریتانیا» گرفته تا رویکرد خصمانه پس از آن. در مقابل، رویکردی متعادل‌تر در حال شکل‌گیری است: حفاظت از امنیت ملی در کنار بازگرداندن گفت‌وگوهای سطح وزرا و احیای مسیرهای همکاری اقتصادی. این رویکرد شاید کمتر نمایشی باشد، اما اثربخشی بیشتری دارد.

برنهام باید این مسیر را ادامه دهد. دلیل این رویکرد، نه یک استدلال ایدئولوژیک، بلکه یک ضرورت اقتصادی است.

چین همچنان بزرگ‌ترین شریک تجاری بریتانیا در آسیا و بازاری مهم برای صادرکنندگان این کشور در حوزه‌هایی مانند تولیدات پیشرفته، داروسازی، خدمات مالی، آموزش و صنایع خلاق به شمار می‌رود. راهبرد تجاری دولت بریتانیا نیز به‌صراحت بر ایجاد «رابطه‌ای بالغ، پایدار و متوازن» با چین، در کنار تضمین امنیت ملی، تأکید دارد. این اصل باید پایه سیاست برنهام در قبال چین باشد.

مفهوم رایج در پایتخت‌های غربی، «کاهش ریسک» است. اگر این مفهوم به‌درستی درک شود، رویکردی منطقی خواهد بود. بریتانیا باید زنجیره‌های تأمین خود را متنوع کند، سرمایه‌گذاری‌های خارجی در زیرساخت‌های حیاتی را با دقت بررسی کند و از فناوری‌های واقعاً حساس محافظت کند.

اما برای برنهام، انتخاب راهبردی روشن است. او باید در برابر تمایل به تعریف سیاست چین از طریق نمادهای سیاسی مقاومت کند. در عوض، باید گفت‌وگوهای منظم در سطح بالا را تقویت کند، همکاری‌ها در زمینه‌هایی مانند تجارت، تأمین مالی سبز، نوآوری در مراقبت‌های بهداشتی و خدمات مالی را گسترش دهد؛ حفاظت از فناوری‌های واقعاً حساس را افزایش دهد و کسب‌وکارها و دانشگاه‌ها را تشویق کند تا در حوزه‌هایی که منافع آن به‌وضوح بیشتر از خطرات است، همکاری کنند.

این رویکرد به معنای بازگشت به خوش‌بینی بی‌پایه گذشته نیست. همچنین به معنای نادیده گرفتن نگرانی‌های مشروع امنیتی نیست. بلکه به معنای پذیرش این واقعیت است که بریتانیا نباید نمایش‌های ژئوپلیتیکی را با یک راهبرد اقتصادی اشتباه بگیرد.

در جهانی که هر روز بیشتر دچار چندپارگی می‌شود، قدرت‌های متوسط موفق، کشورهایی خواهند بود که بتوانند در مواقع ضروری رقابت کنند، هر زمان امکان‌پذیر است همکاری کنند و اختلافات را بدون اجازه دادن به آنها برای تعیین کل روابط، مدیریت کنند.

این همان مسیر عمل‌گرایانه‌ای است که برنهام باید دنبال کند. مهم‌تر از آن، این مسیری است که بیشترین تأمین‌کننده منافع ملی بریتانیاست و می‌تواند زمینه را برای شکل‌گیری رابطه‌ای پایدار، سازنده و رو به جلو میان چین و بریتانیا فراهم کند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا