
میراث «مردممحوری» در «راهپیمایی طولانی»
طی کردن یک مسیر ۱۲۵۰۰ کیلومتری در «راهپیمایی طولانی» ارتش سرخ چین، یکی از شگفتانگیزترین نمونههای استقامت در تاریخ نظامی جهان به شمار میرود که در آن سربازان ارتش سرخ سفری دشوار و پرمخاطره را از میان کوهها، رودخانهها و پهنههای وسیع و در شرایط سخت طبیعی با موفقیت به پایان رساندند.
با این حال، کسب این موفقیت تنها مرهون فداکاری و پشتکار سربازان «ارتش سرخ» نبود و میلیونها تن از مردم عادی در طول مسیر به یاری آنان آمدند. تاریخچه راهپیمایی طولانی نشان میدهد که چگونه پیوندهای میان ارتش سرخ و مردم به منبعی برای قدرت گرفتن سربازان تبدیل شد و آنان از طریق ارتباط برقرار کردن با مردم محلی و محترم شمردن منافع آنان، از این مردم طلب کمک کردند و در مقابل، مردم عادی نیز با تأمین غذا، سرپناه، اطلاعات و نیروی انسانی به آنان یاری رساندند.
این میراثِ «مردممحوری» نمایانگر «استوار بودن قدرت یک ارتش بر پیوند با مردم» به عنوان یکی از ویژگیهای بنیادین راهپیمایی طولانی است.
جلب اعتماد از طریق انضباط
حفظ انضباط و احترام به منافع مردم، برای شکلگیری این رابطه امری حیاتی بود. در طول راهپیمایی طولانی، حزب کمونیست و ارتش سرخ بر این موضوع تأکید بسیار داشتند که سربازان نباید برای مردم محلی ایجاد مزاحمت و یا از آنان سوءاستفاده کنند. این نیروها موظف بودند با رعایت نظم و انضباط مثالزدنی، از آسیب رساندن به منافع غیرنظامیان بپرهیزند و حتی در شرایطی که نیاز مبرم به غذا داشتند نیز مجاز نبودند به سادگی اقلام مورد نیاز خود را بردارند. اگر ناچار به گرفتن غله از مردم میشدند، باید با ارائه رسید کتبی، نوع و مقدار غله و میزان بدهی خود به صاحب آن را مشخص میکردند.
این قوانین شامل حال همه نیروها از رهبران ارشد گرفته تا سربازان عادی میشد. مائو زدونگ، رهبر حزب کمونیست چین، پس از اقامت در خانه یک فرد روستایی به نام «شیائو یوئن» و هنگام ترک منزل او، سه سکه مسی به عنوان هزینه اقامت و غذا برای صاحبخانه باقی گذاشت. شاید در بستر یک کارزار نظامی، چنین اقداماتی ناچیز به نظر میرسید اما برای مردم بسیار حائز اهمیت بود و نشان میداد که از سربازان انتظار میرود به جای تحمیل نیازهای خود بر غیرنظامیان، به آنان احترام بگذارند و منافع مردم را در اولویت بدانند.
احترام به مردم همچنین در سیاستها مربوط به رسیدگی به مشکلات آنها نیز مشخص بود. در طول راهپیمایی طولانی، ارتش سرخ سیاستهایی مانند لزوم لغو مالیاتهای سنگین، کار اجباری و وامهای ربوی و همچنین توزیع زمینها و املاک مالکان میان کشاورزان فقیر را مطرح کرد و به هر کجا که میرسید به دنبال رسیدگی به مشکلات مردم بود. برای نمونه، سربازان ارتش سرخ به اهالی تبتی مناطق هیشوی و لوهوا در سیچوان در برداشت و حمل گندم کمک کردند و یا پس از آتشسوزی یکی از روستاهای مردم قوم دونگ در منطقه گوانگشی واقع در جنوب چین، آنها بلافاصله برای خاموش کردن آتش به اهالی پیوستند.
شاید ماندگارترین این روایتها، داستان یک زن روستایی فقیر به نام شو جیشیو باشد که سه سرباز زن ارتش سرخ در روستای شاجو استان هونان پیش او مانده بودند و وقتی میخواستند خانهاش را ترک کنند، تنها لحاف خود را از وسط نصف کردند و نیمی از آن را به این زن مسن دادند و همین عمل ساده به نمادی قدرتمند از همبستگی مردم و ارتش سرخ و تجسمی از روحیه راهپیمایی طولانی تبدیل شد

تصویر تختخواب چوبی شو جیشیو و نیمه لحاف اهدایی سربازان «ارتش سرخ» به او در چنژو استان هونان در مرکز چین (۲۸ اوت ۲۰۲۱)
نیرو گرفتن از مردم
رابطه میان «ارتش سرخ» و مردم، صرفاً به کمک متقابل آنها به یکدیگر محدود نمیشد و منبعی برای قدرت نظامی نیز به شمار میرفت. در فوریه ۱۹۳۵، کمیته مرکزی حزب کمونیست چین و «کمیسیون مرکزی ارتش انقلابی» به سربازان ارتش سرخ ابلاغ کردند که جلب حمایت مردم در استانهای یوننان، گوئیجو و سیچوان، برای دستیابی به پیروزی امری حیاتی است و خواستار بسیج مردم محلی، جذب سربازان جدید و توسعه واحدهای چریکی شدند.
به همین خاطر در طول مسیر، ارتش سرخ کوشید تا جوامع محلی را سازماندهی و بسیج کند. برخی از مردم که تحت تأثیر جنبش انقلابی قرار گرفته بودند، داوطلبانه به ارتش سرخ پیوستند و یک گروه دیگر نیز واحدهای نظامی محلی مانند «یگان گوجیِ ارتش سرخِ» متشکل از مردم قوم یی را تشکیل دادند و رویدادهایی مانند «پیمان ییهای» در استان سیچوان و تشکیل حکومت شورایی در «هاداپو» استان گانسو، به بخشی از حافظه تاریخی «راهپیمایی طولانی» تبدیل شد.
میراثی فراتر از «راهپیمایی طولانی»
ده سال پیش، در مراسم گرامیداشت هشتادمین سالگرد پیروزی ارتش سرخ در «راهپیمایی طولانی»، رئیس جمهور شی جینپینگ، اظهار داشت که «مردم، شالوده پیروزیهای ارتش سرخ هستند» و تأکید کرد که سهیم شدن در سختیهای مردم و حفظ پیوندهای نزدیک با آنان، عامل بنیادین در موفقیت «راهپیمایی طولانی» بوده است.
به این ترتیب، تجربه تاریخی «راهپیمایی طولانی» به این اصلی مهم اشاره دارد که توسعه و حکمرانی زمانی تابآوری خواهند داشت که بر پایه نیازها و منافع مردم استوار باشند و تقویت حکمرانی در سطوح پایه مردمی، تلاش برای تأمین معیشت مردم و بسیج شهروندان عادی میتواند شالودهای پایدارتر برای توسعه یک حزب سیاسی فراهم آورد.
برای چین، این پیوندهای مردمی بخشی از میراث تاریخی راهپیمایی طولانی است اما در یک سطح گستردهتر جهانی نیز بر پایه همین میراث باید به این مسئله پرداخت که چگونه حکمرانی جهانی میتواند با تأمین خواستههای مردم عادی، رفاه بیشتر را برای آنان به ارمغان بیاورد؟



