
بحران خاورمیانه با تحریم حل نمیشود
سرگردانی کشتیهای تجاری در نزدیکی بندر خسب عمان (29 مه 2026)
میائو دیو، معاون وزیر امور خارجه چین 17 اوت در دیدار با کاظم غریب آبادی، همتای ایرانی خود در پکن، با تأکید بر تعهد چین به گفتگو و صلح در خاورمیانه، گفت که پکن به تلاشهای خود برای بازگرداندن صلح و آرامش به منطقه ادامه خواهد داد.
بر همین اساس، پس از آنکه اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا روز پنجشنبه علناً از چین خواست تا به کمپین فشار اقتصادی واشنگتن علیه تهران بپیوندد، وزارت امور خارجه چین روز یکشنبه یک بیانیه مطبوعاتی منتشر کرد که پیام آن ساده و روشن بود: چین تحت فشار ایالات متحده حاضر نخواهد شد تا به همدست بحرانی تبدیل شود که آمریکا و اسرائیل ایجاد کردهاند و واشنگتن توانایی پایان دادن به آن را ندارد.
درگیری ایالات متحده با ایران در حالی وارد ششمین ماه خود میشود که عملیات “خشم حماسی” ایالات متحده در ماه فوریه و حملات پس از آن نتوانسته در اراده تهران خلل ایجاد کند. طبق برآورد پنتاگون، اقدام به یک تهاجم تمام عیار به ایران برای آمریکا تریلیونها هزینه خواهد داشت و سالها اشغال این کشور را به دنبال دارد که برای دولت کنونی ایالات متحده به مثابه یک حکم اعدام سیاسی خواهد بود.
به همین دلیل واشنگتن اکنون به طور فزاینده گرایش بیشتری به “جنگ اقتصادی” پیدا کرده و در حالی که دونالد ترامپ، رئیس جمهوری ایالات متحده، با انتخاب نام “روز دی (D-Day) اقتصادی” برای این کارزار، قصد تداعی عملیات فرود در نرماندی را دارد، اقدامات او روز به روز بیشتر شبیه به یک عقبنشینی به نظر میرسند.
این رویکرد یکی از واکنشهای آشنای واشنگتن است که در مواجهه با شکست نظامی، فشار تحریمها را دو برابر میکند اما سه واقعیت اجرای این راهبرد را پیچیدهتر میکند:
اولین واقعیت، وضعیت ونزوئلاست، چرا که تهران با رصد دقیق تأثیر رژیم تحریمهای آمریکا بر این کشور، به یک نتیجهگیری در مورد این راهبرد رسیده است. دومین موضوع تنگه هرمز و این واقعیت است که ایران برای کنترل این گلوگاه نیازی به شکست نیروی دریایی آمریکا ندارد. واشنگتن میتواند صادرات نفت ایران را محدود کند اما نمیتواند تنگه را باز کند. واقعیت سوم نیز مخمصه مالی خود ایالات متحده است. وقتی ترامپ میگوید در صورت غیرقابل مدیریت شدن بدهی ملی آمریکا، میتوان از گزینه نظامی برای حل این بحران استفاده کرد، این حقیقت ناخوشایند را آشکار میکند که نگرانیهای اقتصادی داخلی ایالات متحده پیوسته بیشتر بر محاسبات راهبردی این کشور تأثیر خواهند گذاشت و یک درگیری خارجی میتواند به راحتی توجه مردم را از مشکلات داخلی منحرف کند.
در چنین شرایطی چین در کجا قرار میگیرد؟ چین شریک تجاری ایران است و هنگامی که بسنت از پکن خواست به این شراکت پایان دهد، لین جیان، سخنگوی وزارت امور خارجه چین به روشنی گفت: چین با تحریمهای یکجانبه و فاقد مجوز شورای امنیت سازمان ملل مخالف است.
واشنگتن باید این افکار واهی که خواهد توانست چین را مجبور به قطع روابط اقتصادی خود با ایران کند را کنار بگذارد.
در صورتی که کشورهای جهان مجبور شوند گوش به فرمان ایالات متحده باشند، تجارت جهانی را دیگر نمیتوان تجارت نامید و به یک رویه جهانی مبتنی بر دریافت مجوز از آمریکا تبدیل میشود که در آن واشنگتن تصمیم میگیرد چه کسی با چه کسی تجارت کند.
مسئله بزرگتر به وضعیت ژئوپلیتیک منطقه و منجر شدن کارزار فشار اقتصادی واشنگتن به یک نتیجه معکوس است. اگر چه تهران گزارشهای مربوط به دعوت از ایران برای پیوستن به پیمان مکه را رد کرده است اما در عین حال تاکید کرده که با وجود تلاش آمریکا برای قرار دادن ایران در یک انزوای اقتصادی، کشورهای منطقه ممکن است در حال بررسی راههایی برای پیوستن ایران به یک ساختار امنیتی جدید باشند.
نکته مضحک راهبرد فشار اقتصادی ایالات متحده این است که همزمان با تهدیدهای واشنگتن نسبت به اعمال تحریمهای ثانویه علیه کشورهای در حال تجارت با ایران، برخی از متحدان و شرکای آمریکا ممکن است به فکر ایجاد روابط امنیتی عمیقتر با تهران باشند.
تحریمهای یکجانبه ممکن است بتوانند موجب تمرکز فشار بر یک کشور شوند، اما نمیتوانند از گسترش هزینههای درگیری جلوگیری کنند و در عین حال که جنگ نمیتواند همه مشکلات را حل کند، تحریمها نیز اغلب تنها تحریمهای جدید را به دنبال خواهند داشت.
واشنگتن در حالی تلاش میکند وابستگیهای متقابل اقتصادی ایران با شرکایش را به یک اهرم استراتژیک برای خود تبدیل کند که این اهرم تنها در صورت پذیرش از سوی دیگر کشورها مؤثر خواهد بود و اکنون حتی متحدان و شرکای ایالات متحده نیز حاضر به تن دادن به قواعد مورد نظر واشنگتن در بسیاری از زمینهها نیستند.


