
دیپلماسی فعال چین در آسیای مرکزی؛ از توسعه اقتصادی تا امنیت مشترک
آسیای مرکزی جایگاه مهمی در دیپلماسی همسایگی چین دارد. چین همواره با همسایگان خود در آسیای مرکزی بهعنوان شرکایی برابر در مسیر دستیابی به نوسازی و رفاه رفتار کرده است.
در شرایطی که تنشهای ژئوپلیتیکی، گسست اقتصادی و عدم قطعیتها، همکاریهای بینالمللی را با چالش مواجه کردهاند، اهمیت تعاملات دیپلماتیک لی چیانگ، نخستوزیر چین، با کشورهای این منطقه که از روز شنبه آغاز شده است، فراتر از چارچوب روابط دوجانبه میرود.
سفر لی به ازبکستان و تاجیکستان و حضور او در بیستوپنجمین نشست شورای رؤسای دولتهای کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای در دوشنبه، پایتخت تاجیکستان، نهتنها نشاندهنده تعهد چین به تعمیق روابط حسن همجواری و پیشبرد همکاریهای عملی با این کشورهاست، بلکه بیانگر تلاش پکن برای ترویج نظمی منطقهای مبتنی بر اعتماد متقابل، توسعه مشترک و امنیت همگانی نیز هست.
پروژه راهآهن چین، قرقیزستان و ازبکستان نمونه روشنی از رویکرد چین به شمار میرود. این پروژه با بهبود ارتباطات منطقهای و ایجاد کریدورهای حملونقل جدید، میتواند به تبدیل مجاورت جغرافیایی به فرصتهای اقتصادی کمک کند؛ موضوعی که نهتنها به سود هر یک از این کشورها، بلکه به نفع کل منطقه اوراسیا خواهد بود.
لی در دیدار روز شنبه با شوکت میرضیایف، رئیسجمهور ازبکستان، بر آمادگی چین برای تضمین اجرای باکیفیت پروژه راهآهن، گسترش تجارت و سرمایهگذاری و تقویت همکاریها در حوزههای انرژی، مواد معدنی، هوش مصنوعی و توسعه سبز تأکید کرد.
انتظار میرود سفر لی به تاجیکستان نیز به گسترش همکاریهای دوجانبه سودمند و تقویت بیشتر اعتماد سیاسی متقابل منجر شود. پیمان حسن همجواری دائمی، دوستی و همکاری که در جریان سفر امامعلی رحمان، رئیسجمهور تاجیکستان، به چین در ماه مه امضا شد، چارچوبی نهادی برای روابط دوجانبه فراهم کرده است.
آغاز سفر مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، به ازبکستان در روز یکشنبه، نشاندهنده اهمیت روزافزون این منطقه در عرصه بینالمللی است. با این حال، چنین توجهی باید به ایجاد فرصتهای بیشتر برای توسعه کشورهای منطقه منجر شود، نه شکلگیری رقابتی که دامنه انتخابهای آنها را محدود کند.
در آسیایی که هر روز پیوستگی بیشتری پیدا میکند، امنیت و رفاه پایدار نخواهد ماند اگر برخی نیروهای خارجی با توسل به اجبار اقتصادی، موانعی مصنوعی ایجاد کنند. کشورهای منطقه حق مشروع دارند مسیر توسعه خود را انتخاب و مشارکتهایشان را تقویت کنند، بیآنکه مجبور شوند به بلوکبندیهای انحصاری ژئوپلیتیکی تن دهند. به همین دلیل، نشست سازمان همکاری شانگهای به میزبانی تاجیکستان توجه گسترده کشورهای منطقه و فراتر از آن را به خود جلب کرده است.
این سازمان طی ۲۵ سال گذشته به بستری مهم برای تأمین امنیت منطقهای، همکاریهای اقتصادی و گفتوگو میان کشورهایی با نظامهای سیاسی، سنتهای فرهنگی و اولویتهای توسعهای متفاوت تبدیل شده است. پویایی این سازمان از روح شانگهای سرچشمه میگیرد که بر اعتماد متقابل، منافع مشترک، برابری، رایزنی، احترام به تنوع فرهنگی و تلاش برای توسعه مشترک استوار است.
اهمیت عملی سازمان همکاری شانگهای به توانایی آن در ایجاد منافع مشترک بستگی دارد. نشستهای این سازمان در تیانجین و بیشکک، جهتگیریهای راهبردی مرحله بعدی توسعه آن را مشخص کردهاند. نشست روز دوشنبه فرصتی فراهم میکند تا این تفاهمها به اقدامات عملی و نتایج ملموس تبدیل شوند.
در همین راستا، گسترش ارتباطات، تسهیل جریان تجارت، تقویت همکاریهای صنعتی و بهبود فرصتهای توسعه باید به معیارهای عملی برای ارزیابی اثربخشی سازمان همکاری شانگهای تبدیل شوند.
نقش این سازمان در حفظ ثبات منطقهای نیز به همان اندازه اهمیت دارد. همانطور که وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، روز پنجشنبه در هفتمین نشست سران کنفرانس تعامل و اقدامات اعتمادساز در آسیا (CICA) در باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان، تأکید کرد، آسیا نه به ذهنیت جنگ سرد نیاز دارد و نه از رویارویی بلوکها استقبال میکند.
در نهایت، مجموعه تعاملات دیپلماتیک لی در آسیای مرکزی، جلوهای عملی از تعهد چین به حفظ صلح، ترویج رفاه، تقویت تبادلات میان تمدنها و بهبود حکمرانی جهانی است. سازمان همکاری شانگهای میتواند با تبدیل اجماع سیاسی به همکاریهای ملموس، نقش بیشتری در ساختن آسیایی صلحآمیز و مرفه و همچنین جهانی چندقطبی، برابر و مبتنی بر نظم ایفا کند.



