
پکن خواستار حل بحران خاورمیانه با گفتوگو
سایت بخش فارسی رادیو و تلویزیون مرکزی چین در گزارشی می نویسد : جنگی که بیش از شش ماه است آمریکا علیه ایران به راه انداخته، با وجود امضای تفاهمنامه آتشبس از سوی روسای جمهوری هر دو کشور موسوم به “تفاهمنامه اسلام آباد”، آتش این جنگ به دلیل نقض تفاهمنامه از سوی آمریکا و متقابلا واکنش های تلافی جویانه ایران، همچنان در خاورمیانه به ویژه در منطقه خلیج فارس، تنگه هرمز و اخیر هم در تنگه بابالمندب شعله ور است و تبعات ویرانگر به ویژه خسارات اقتصادی آن، فراتر از مرزهای خاورمیانه و تقریبا تمام جهان را گرفتار کرده است.
همچنین درگیری های اخیر حوثیهای یمن با عربستان را نیز باید تابعی از جنگ ایران و آمریکا دانست. حملات حوثیها به مسیرهای انتقال نفت عربستان بار دیگر نشان دادن که چگونه این درگیری ها می تواند برای اقتصاد جهان را هدف قرار دهد. تحرکات اخیر حوثیها و تسلط آنها بر جزایر «حنیش بزرگ» و «حنیش کوچک» و اثرگذاری آن بر تنگه «بابالمندب» ، اثر زیادی برای بازار انرژی و بهای نفت داشت.
تحرکات حوثیها یک موضوع مستقل و جدا از منطقه نیست بلکه درگیریهای یمن، لبنان، سوریه، غزه و خلیج فارس بهطور فزایندهای به هم مرتبط شدهاند و تحولات در یک جبهه بر محاسبات در جبهههای دیگر تأثیر میگذارد.
با نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای در ایالات متحده، دولت آمریکا گویا تمایلی به وارد شدن به درگیری نظامی یمن ندارد. فقط میخواهد ایران را مهار کند بدون اینکه شوک نفتی ایجاد کند یا درگیری جدیدی باز کند. زمانی که رسانه ها نوشتند عربستان خواستار کمک آمریکا در مقابل حوثیهای یمن است، واشنگتن هیچ مداخلهٔ مستقیمی انجام نداد. این وضعیت البته به معنای خویشتنداری ایالات متحده نیست بلکه دولت آمریکا فقط به این دلیل وارد عمل نمیشود که نمیخواهد هزینههای سیاسی در آستانه انتخابات بپردازد.
اگرچه آمریکا بهطور مستقیم نفت کمی از خلیج فارس وارد میکند، اما وقتی یک بحران جدید در دریای سرخ آغاز شود، موج تبعات آن میتواند در نهایت به پمپ بنزینها، کارخانهها و سوپرمارکتهای آمریکا برسد. با این وجود آمریکا صرفا به دلیل موانع سیاسی از درگیری در مسئله یمن اجتناب کرده است و این نشان می دهد که انتخابات میاندورهای آمریکا به یک بازیگر نامرئی در سیاست های این کشور در حوزه خاورمیانهٔ تبدیل شده است.
اسرائیل، در این میان، از شرایط کنونی و بی نظمی حاکم بر خلیج فارس، تنگه هرمز و باب المندب سود می برد با استفاده از این شرایط، عملیات نظامی خود درلبنان و سوریه و غزه را به آسانی پیش می برد.
با این حال، اهداف بزرگتر اسرائیل، از جمله خنثیسازی دائمی تواناییهای هستهای ایران یا تغییر نظام سیاسی آن، محقق نشده است. گسترش ارضی و سرزمینی اسرائیل ممکن است مناطق حائل نمادین ایجاد کند، اما نمیتواند مشروعیت یا امنیت پایدار برای آن تولید کند. همچنین تکیه بر سپر امنیتی آمریکا نمیتواند تضمین کند که این سپر همیشه پابرجا خواهد ماند.
در مجموع، آنچه در منطقه میبینیم، خشنترین و بیرحمترین شکل “نئورئالیسم” (واقعگرایی نوین) است:
اسرائیل آمریکا را تحریک میکند تا منطقه را به آشوب و بی نظمی بکشاند و هم پیمانان آمریکا که نمیتوانند آمریکا را مجاب کنند یا به چتر امنیتی آمریکا امیدوار باشند، خسارات ناشی از اقدامات و حملات آمریکا را در جایی دیگر و علیه دیگر کشورهای منطقه تلافی می کنند. از سوی دیگر، آمریکا که هنوز نتوانسته تنگه هرمز را باز کند، به جای تلاش برای حل این مشکل، قفل دیگری بر آن زده و مسئله را پیچیده تر کرده است.
در چنین شرایطی ، اما پکن همواره خواستار پایان دادن به خصومتها و حل و فصل درگیریها از طریق مذاکره بوده است. چین همواره با صدای رسا تاکید کرده است که کشورهای منطقه باید خود مسئولیت امنیت خود را بر عهده بگیرند، اجازه مداخلهٔ خارجی را ندهند، یک معماری امنیتی جدید از طریق گفتوگو و مشورت بسازند و توسعه را به عنوان پایهٔ ثبات در نظر بگیرند. منشور سازمان ملل و حقوق بینالملل باید قواعد را فراهم کنند، در حالی که مسئلهٔ فلسطین باید محوری باقی بماند.
این اگرچه یک راهحل سریع نیست اما از یک مقدمهٔ ضروری آغاز میشود: مادامی که طرفها به دنبال راهحل سیاسی، آتشبس جامع، بازسازی و اعتماد دوباره نباشند، دو تنگه هرمز و باب المندب همواره امنیت و آرامش نخواهند داشت.



