
گرانی، آزمون صداقت دولت در شنیدن صدای مردم/ وقتی مهار قیمتها شنیده نمیشود؛ شکاف خطرناک میان دولت و معیشت مردم
واکنش شکوفه کشوری به اظهارات سخنگوی دولت خانم مهاجرانی؛
شکوفه کشوری_ فعال روابط عمومی و رسانه
افزایش افسارگسیخته قیمت کالاهای اساسی دیگر یک «نگرانی» یا «گلایه» نیست؛ به یک اعتراض عمومی و مطالبه ملی تبدیل شده است. در چنین شرایطی، شنیده نشدن صدای مردم، خود به بحران دوم بدل میشود؛ بحرانی عمیقتر از گرانی، یعنی بحران اعتماد.
سخنگوی دولت اگر صدای اعتراضها را نمیشنود، باید بداند مسئله صرفاً اطلاعرسانی نیست؛ مسئله، فقدان پاسخ عملی به خواست بدیهی مردم است. مهار قیمت کالاهای اساسی نه مطالبه یک جریان سیاسی است، نه خواست یک قشر خاص؛ این مطالبهی مشترک کارگر، کارمند، بازنشسته و طبقه متوسطی است که هر روز کوچکتر میشود.
نمیتوان از «کنترل تورم» سخن گفت، اما سفره مردم هر روز نحیفتر شود. نمیتوان از «اقدامات ساختاری بلندمدت» گفت، وقتی فشار معیشتی، فوری و روزانه است. سیاستگذاری بدون لمس زندگی واقعی مردم، به بیانیههای بیاثر ختم میشود.
وظیفه دولت، بهویژه در تریبون سخنگویی، نه توجیه وضعیت موجود، بلکه بازتاب صادقانه درد مردم و اعلام اقدامات ملموس، زمانبندیشده و قابل سنجش است. مردم دیگر با کلیگویی قانع نمیشوند؛ آنها نتیجه میخواهند.
مهار قیمت کالاهای اساسی، امروز نه یک وعده انتخاباتی، بلکه معیار کارآمدی دولت است. هر تأخیر در شنیدن این صدا، فاصله دولت و جامعه را بیشتر میکند؛ فاصلهای که پر کردن آن، بهمراتب پرهزینهتر از مهار بهموقع گرانی خواهد بود.
